عبد الحسين نوايى

137

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

به داغستان درآمد . هنگامى كه بعد از نوروز سال 1158 / مارس 1745 به كنار درياچهء گوكچه رسيد با بيمارى دست به گريبان بود . كشيش بازن ، طبيب وى ، علائم بيمارى او را مقدمهء استسقا تشخيص داده بود . تركان عثمانى براى يكسره كردن كار نادر دو سپاه مهم بر سر او فرستادند ، يكى به سركردگى يكن محمد پاشا صدر اعظم سابق كه مأمور ناحيهء ارزنة الروم شده بود و ديگرى به فرماندهى عبد اللّه پاشا جبه‌چى و سلطان وردى خان اردلان از كردان فرارى ايرانى مأمور ناحيهء دياربكر و موصل . نادر پسر خود نصر اللّه ميرزا را به جلو عبد اللّه پاشا فرستاد و خود پس از انجام مراسم و تشريفات عروسى براى پسرش امامقلى ميرزا و برادرزاده‌اش ابراهيم خان ( پسر ابراهيم خان مقتول در داغستان ) و تفويض حكومت خراسان به امامقلى ميرزا و حكومت عراق به ابراهيم خان ، روز 5 رجب / 13 اوت به مقابلهء تركان رفت . يكن محمد پاشا يكصد و پنجاه هزار سوار و چهل هزار ينگيچرى همراه داشت . تصادفا وى به همان نقطه‌اى رفت كه ده سال پيش عبد اللّه پاشا كوپر و لوزاده در برابر نادر مغلوب و مقتول شده بود . يعنى محلى موسوم به مراد تپه در نزديكى ايروان . جنگ روز يازدهم رجب شروع شد . نادر رابطهء وى را با قارص قطع كرد و او را به محاصره انداخت . در همين ايام خبر رسيد كه عبد اللّه پاشا در حدود موصل شكست خورده است . نادر حلقهء محاصره را تنگتر نمود . در ميان آشوب و اضطراب ناشى از اين پيشامد ناگوار ، يكن محمد پاشا درگذشت و شكست بر عثمانيان افتاد . دوازده هزار نفر از آنان كشته شدند و پنج هزار نفر به اسارت درآمدند و توپخانهء آنان به دست نادر افتاد . بعد از اين شكست عظيم كه به تركان وارد آمد ، به نظر مىرسيد كه نادر كار را بر سلطان عثمانى دشوارتر گيرد . ولى وى كه از آشوبها و شورشهاى روز بروز ايرانيان خشمگين و از جلب قلوب مردم ايران نااميد شده بود ، ديگر اصرارى در تحميل شرايط پنجگانه نداشت بلكه از پادشاه عثمانى به طور محرمانه فقط خواست